بر چشم هایم لنز های رنگی
ولبان ماتی کیم را رژ های رنگارنگ بسته اند
می خواهد آنچه را که باید بخواهد در پشت میله های نقرهای
با آنه هایی منعکسش می کنند
رنجی را که بر پرده ی زیبایی نهفته است
در آغوشش می کشد
و می سوزد استخوان تا عمق وجودیش بر زمین
و می خواهد آنچه را که باید بخواهد
